پژوهش ها و مطالعات

مقایسه شاخص‌های کیفیت زندگی در مراقبان بیمار اسکیزوفرنیک با/بدون وابستگی به مواد

چکیده:

این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه شاخص‌های کیفیت زندگی در مراقبان بیمار اسکیزوفرنیک (با وابستگی به مواد و بدون وابستگی بدون مواد) در مرکز روانپزشکی رازی انجام شده است. در این مطالعه تحلیلی از حجم نمونه 30 تایی از هر گروه (با در نظر گرفتن شرایط ورود به مطالعه) برای مقایسه دو گروه استفاده شد. نتایج کلی پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت زندگی در تمامی ابعاد آن در مراقب بیمار اسکیزوفرنیک غیروابسته به مواد و مراقب بیمار اسکیزوفرنیک وابسته به مواد مشابه می‌باشد. در دو گروه مراقبان، به دلیل درگیری‌های مکرر جسمی و روانی با بیمار، شاخص سلامت جسمی پایین بوده، استیگمای ناشی از بیماری روانی باعث افت شاخص وضعیت اجتماعی و نیز شاخص مذهبی شده و در عوض ميانگين سایر شاخص‌هاي كيفيت زندگي (وضعيت محيطي، وضعيت استقلال) به دلیل تلاش‌های مکرر اجتماعی و محیطی خانواده‌ها در زمینه کمک‌خواهی برای حل مسائل بالا رفته است.

واژه‌هاي كليدي: مراقب، بیمار اسکیزوفرنیک با وابستگی به مواد، بیمار اسکیزوفرنیک بدون وابستگی به مواد، کیفیت زندگي.

 

Comparing quality of life indicators of caregivers between Schizophrenic patients with substance dependency and without substance dependency

 :Abstract

This study with the aim of accessing and comparing Comparison of quality of life indicators in caregiver of schizophrenic patients with substance dependency and without substance dependency has been performed in Razi Psychiatric Center. In this study the sample size n =30 per group (with regard to inclusion criteria) were used to compare two groups. The overall results of this study showed that Schizophrenic patients' quality of life in all its dimensions in caregiver of schizophrenic patients (with drug dependency and without drug dependency) was similar. In two groups of caregivers, due to frequent conflicts with the patient's physical and mental health, Physical health indicators was down, the Stigma associated with mental illness caused a decrease in social and religious indicators, Instead, the scores of other indicators of Quality of life (Environmental and Independency ) due to the repeated efforts of families seeking help with their problems have gone up. 

Keywords: Caregiver, Schizophrenic patient with drug dependence, Schizophrenic patient without drug dependence, Quality of life

مقدمه:

موضوع کیفیت زندگی از دو جنبه نظری وکاربردی دارای اهمیت است. بیمار روانی جزیی از جامعه بوده که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته واغلب از سوی جامعه طرد می­شود،گرچه هم اکنون بعد از گذشت مدت زمانی طرح ساماندهی بیماران روانی مورد بررسی و توجه قرار گرفته ولی هنوز بیماران روانی در موقعیت بسیار نامناسب بوده و حمایت کافی دریافت نمی­کنند، خانواده این بیماران مورد غفلت بوده و مراقبان بیمار با مشکلات متعدد مثل نگرش منفی جامعه و به تبع آن روابط اجتماعی ضعیف و مختل دست به گریبان می­باشند(افضلان،1380).

در اغلب تحقیقات صورت گرفته بر تاثیر خانواده بر بروز بیماریهای روانی توجه شده وکمتر به تاثیر بیمار روانی بر کیفیت زندگی خانواده وکیفیت زندگی مراقب بیمار روانی توجه شده است. بيماري‌هاي مزمن بر روي كيفيت زندگي و سلامتي اثرات منفي برجاي مي‌گذارد و اين در حالي است كه بين كيفيت زندگي و سلامتي ارتباط تنگاتنگي وجود دارد (انگرميرمن، 2006). یکی از این بیماریها اسکیزوفرنیا مي‌باشد. اسكيزوفرنيا زندگي افراد و خانواده مبتلا را دچار اختلال نموده و اين افراد از نگراني‌ها، ناتواني‌ها،كاهش عملكرد و كيفيت زندگي پائين رنج مي‌برند (کانتور، 2001؛ نوري، 1387).

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که70 تا 80 درصد بیماران اسکیزوفرنیک سیگاری‌اند و در حدود 50% آنها معیارهای اختلال سوء مصرف مواد در خلال دوره‌هایی از زندگیشان یافت می‌شود (ديکي، 1996). ابتلا همزمان به اسکیزوفرنیا و سوء مصرف مواد به طور شاخصی باعث افزایش طول دوره و شدت علائم این بیماری میشود. همراهی اختلالات مصرف مواد در حداقل 25% بیماران اسکیزوفرنیک و در مطالعات اخیر 59% گزارش شده است. بین 20 – 25% بیماران روانپزشکی‌اي که با تشخیص اسکیزوفرنیا بستری میشوند مصرف اخیر مواد را گزارش کرده‌اند (ساندرز، 2003). هزینه های مربوط به بیمار اسکیزوفرنیک معتاد 60% بیشتر از بیمار غیر معتاد می باشد که این امر ناشی از دفعات بستری بیشتر این بیماران می‌باشد (سادووک، 1996).یکی از شاخص‌های کیفیت زندگی وضعیت اقتصادی و اجتماعی است که این تأثیر بر منابع مالی باعث تغییر میزان کیفیت زندگی خانواده این نوع بیماران می‌شود. سوء مصرف مواد باعث کاهش کیفیت و کمیت روابط اعضای خانواده با عضو مبتلا به بیماری روانی شده، رضایت مندی از روابط فی‌مابین کاهش پیدا می­كند. این موضوع منجر به درمان‌جویی بیشتر اعضای این خانواده‌ها و مشارکت بیشتر آنها در امر درمان بیمارانشان می­شود (ساندرز، 2003).

 

 روش شرکت کنندگان وطرح پژوهش:

اين پژوهش یک مطالعه تحلیلی می‌باشد. جامعه مورد بررسی در این تحقیق مراقبان بیماران مبتلا به بیماری اسکیزوفرنیک (با وابستگی به مواد و بدون وابستگی به مواد) بستری در بخش‌های مرکز روانپزشکی رازی که قیومیت و نگه‌داری بیمار بر عهده آنها می‌باشد، بود.

ابراز پرسشنامه کیفیت زندگی WHO:

ابزاری ساختار یافته است که توسط نمونه های تحقیق تکمیل می­شود. این ابزار بر درک افراد از وضعیت خود تاکید داشته و نظر افراد را نسبت به سلامتی خود جویا می­شود. خصوصیات مورد سنجش آن سلامت جسمی، سلامت روان، وضعیت استقلال، روابط اجتماعی، وضعیت محیط و مذهب بودند. پرسشنامه WHO  شامل 6 قلمرو عمده کیفیت زندگی و 24 بخش جزیی تر که هر بخش 4 سوال دارد می‌باشد. این پرسشنامه مجموعاً 96 سوال را در بر می‌گیرد. 4 سوال نیز برای اندازه‌گیری سلامت وکیفیت زندگی کلی زندگی طرح شده که یک پرسشنامه 100 سوالی به‌دست می‌دهد. همه سوالها در یک مقیاس 5 درجه ای (از1 تا 5) (از هيچ تا خيلي زياد) نمره‌گذاری می‌شوند. این پرسشنامه به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفته است و ضرایب پایایی هیچ یک از شاخص‌های کل از 82% کمتر نبوده است (افضلان 1380).

شیوه ی گردآوری وتجزیه تحلیل داده ها

خانواده ها برای ورود به مطالعه می بایستی قادر به تکلم زبان فارسی بوده و در محدوده سنی 60-20 سال قرار می­گرفتند. مراقب اصلی بیمار بوده، مبتلا به بیماری حاد ومزمن جسمی نباشند. مراقب وابستگی به مواد نداشته باشد. مراقبان بیماران ابتدا با نمونه‌گیری مبتنی بر هدف با توجه به معیارهای ورودی از بخش‌های فعال بیمارستان روانپزشکی رازی انتخاب شدند. سپس متناسب با تعریف مورد نظر در مطالعه، جامعه آماری در گروه مراقب بیمار اسکیزوفرنیک معتاد و غیر معتاد تفکیک شده و اندازه نمونه با درنظرگرفتن خطای نوع اول10/0 و توان آزمون 80/0 از هر گروه حداقل 46 نفر تعیین شد. باتوجه به محدودیت در دسترسی به مراقب بیمار اسکیزوفرنیک (بخصوص مراقب بیمار اسکیزوفرنیک با وابستگي به مواد)، در این مطالعه از حجم نمونه 30 تایی از هر گروه برای مقایسه دو گروه استفاده شد. گروه نخست مراقبان بیماران اسکیزوفرنیک بدون سوء مصرف مواد و گروه دوم مراقبان بیماران اسکیزوفرنیک با سوء مصرف مواد.

نتایج:

آزمون‌های تی مستقل و یو-‌من ویتنی برای مقایسه نمرات کیفیت زندگی در هر 6 گویه و نیز در نمره کلی در دو گروه استفاده شد. نتایج تحلیل‌های آماری نشان داد که میانگین نمرات سلامت جسمی، میانگین نمرات سلامت روان، میانگین نمرات وضعیت استقلال، میانگین نمرات وضعیت روابط اجتماعی، میانگین نمرات وضعیت محیط زندگی، میانگین نمرات کیفیت زندگی کلی در دو گروه مراقب بیمار اسکیزوفرنیک غیروابسته به مواد و مراقب بیمار اسکیزوفرنیک وابسته به مواد اختلاف قابل ملاحظه‌ای را نشان نداد. در بین ابعاد کیفیت زندگی مراقب بیمار اسکیزوفرنیک بدون وابستگی به مواد، میانگین نمره محیط از بالاترین مقدار و میانگین نمره وضعیت مذهب از پایین‌ترین مقدار برخوردار بود. در بین ابعاد کیفیت زندگی مراقب بیمار اسکیزوفرنیک با وابستگی به مواد، میانگین نمره محیط از بالاترین مقدار و میانگین نمره وضعیت مذهب از پایین‌ترین مقدار برخوردار بود. نتایج تحلیل‌های آماری نشان داد که گویه‌های محیط، سلامت روان، استقلال، سلامت جسمی، وضعیت اجتماعی و مذهب به ترتیب بیشترین تا کمترین نمرات میانگین را به خود اختصاص داده‌اند. نمرات میانگین گویه‌های سلامت جسمی، سلامت روان، استقلال و مذهب در مراقب بیمار اسکیزوفرنیک وابسته به مواد بهتر از مراقب بیمار اسکیزوفرنیک غیروابسته به مواد بوده و نمرات میانگین در گویه‌های روابط اجتماعی، محیط و نمره کلی در مراقب بیمار اسکیزوفرنیک غیروابسته به مواد بهتر از مراقب بیمار اسکیزوفرنیک وابسته به مواد بود. هر چند هیچ تفاوت قابل ملاحظه آماری بین آنها مشاهده نشد.

بحث و نتیجه گیری:

 يافته‌ها نشان داد كه میانگین نمره گویه محیط از بالاترین نمره و میانگین نمره وضعیت مذهب از پایین‌ترین نمره در بین ابعاد کیفیت زندگی مراقب بیمار اسکیزوفرنیک بدون وابستگی به مواد برخوردار است. به نظر می‌رسد مراقب بیمار اسکیزوفرنیک بدون وابستگی به مواد با وجود بیماری روان درخانواده از نظر اوقات فراغت،آزادی، فرصت کسب اطلاعات جدید، محیط خانه، حمل و نقل(شاخص‌های وضعیت محیط)در وضعیت خوبی بوده و از مذهب و عقاید شخصی فقط در مواقع لزوم استفاده می‌نماید. در تحقيقي كه انگرمیرمن و همکاران (2006) با عنوان کیفیت زندگی همسران بیماران روانی انجام دادند، بيان كردند كه کیفیت زندگی همسران بیماران روانی در مقايسه با خانواده بدون بيمار روان، در حوزه های روانشناختی –بهزیستی- ارتباط اجتماعی پایین‌تر می‌باشد، اين تحقيق با تحقيق حاضر که نمرات میانگین کیفیت کلی زندگی در مراقب بیمار اسکیزوفرنیک بدون وابستگی به مواد پایین می‌باشد تطابق داشت. از ديگر يافته‌هاي تحقيق، میانگین نمره محیط از بالاترین نمره و میانگین نمره وضعیت مذهب با از پایین‌ترین نمره در بین ابعاد کیفیت زندگی مراقب بیمار اسکیزوفرنیک با وابستگی به مواد برخوردار است. به نظر می‌رسد به طور مشابه با گروه قبل مواد و اعتیاد در اوقات فراغت، آزادی، فرصت کسب اطلاعات جدید، محیط خانه، حمل ونقل(شاخص‌های وضعیت محیط) در خانواده تاثیری محسوس نداشته باشد.

پژوهش حاضر نشان داد که نمره میانگین کیفیت کلی زندگی در مراقب بیمار اسکیزوفرنیک با وابستگی به مواد پایین می‌باشد. ولي ميانگين نمرات كيفيت كلي، سلامت جسمي، وضعيت محيط، وضعيت روانشناختي، وضعيت استقلال، وضعيت روابط اجتماعي، وضعيت مذهب در دوگروه مراقب بيمار اسكيزوفرنيك (باوابستگي به مواد وبدون وابستگي به مواد)اختلاف معني‌داري ندارند. در تحقیقی که روبین کلارک در سال 2009 با عنوان حمایت خانوادگی و برایندهای مصرف مواد در افراد مبتلا به بیماری روانی و اختلالات مصرف مواد انجام داد، وی به بررسی ارتباط بین حمایت‌های مستقیم از سوی اعضای خانواده و دوستان و برآیندهای مصرف مواد در افرادی که وقوع همزمان بیماری روانی و اختلالات ناشی از مصرف مواد را تجربه می‌کنند، پرداخت. یافته‌ها پیشنهاد می‌كنند که حمایت‌های خانوادگی مستقیم ممکن است به افراد مبتلا به هر دو اختلال کمک کنند تا سوء مصرف موادشان را کاهش داده یا حذف کنند. این خانواده‌ها حمایت‌های بیشتری از فرد بیمار به عمل آورده و با تقویت سیستم حمایتی مؤلفه‌های کیفیت زندگی بهبود می‌یابد. این حمایت بیشتر، عوارض ناشی از تشدید علائم روانپزشکی در نتیجه مصرف مواد بر کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار داده و می‌کاهد. در نهایت می‌توان عنوان کرد که با توجه با رشد سیستم‌های حمایتی در خانواده‌ها برای حل معضل اعتیاد فرد بیمار، اعتیاد به مواد در بیماران اسکیزوفرنیک تأثیری بر کیفیت زندگی مراقبان آنها ندارد.

منابع:

افضلان، مریم (1380) .مقایسه کیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرنیک وخانواده نرمال، مراجعه کننده به کلینیکهای دانشگاه تهران. پایان نامه کارشناسی ارشدمددکاری. دانشگاه علوم بهزیتی وتوانبخشی.

نوری، رویا (1387). شناسایی عوارض اعتیاد درزنان باهمسر معتاد. طرح پژوهشی مرکز تحقیقات سوءمصرف ووابستگی به مواد،دانشگاه علوم بهزیتی وتوانبخشی.

Angermeyer MC, Kilian R, Wilms HU, Wittmund B. (2006(. Quality of life of spouses of mentally ill people. International journal of social psychiatry.; 52 )3: 278-85.

Cantor-Graae E, Nordström L, McNeil T. (2001(. Substance abuse in schizophrenia: a review of the literature and a study of correlates in Sweden. Schizophrenia research..).

Clark RE, Drake R E. (1994(. Expenditures of time and money by families of people with severe mental illness and substance use disorders. Community Mental Health Journal.; 30 )2: 145-63.

Dickey B., Azeni H. (1996(. Persons with dual diagnoses of substance abuse and major mental illness: their excess costs of psychiatric care. American Journal of Public Health.; 86 )7: 973-7.

Dixon L, McNary S, Lehman A. (1995(. Substance abuse and family relationships of persons with severe mental illness. The American journal of psychiatry..).

Rodriguez-Jimenez R, Bagney A, Martinez-Gras I, Ponce G, Sanchez-MoAragües M. (2010(. Executive function in schizophrenia: Influence of substance use disorder history. Schizophrenia research.; 118 )1: 34-40.

Sadock BJ. Kaplan & Sadock's. (1996(. Comprehensive Textbook of Psychiatry)2 Volume Set lippincott Williams & wilkins.

Saunders J. C. (2003 (. Families living with severe mental illness: A literature review. Issues in Mental Health Nursing, 24, 175-98.

نویسندگان:          

 مهدیه احمدی1*، محمد حسن فرهادي 2، فيروزه جعفري 3، مهدي شيخنا4، حميدرضاخانكه 5، پوريا رضاسلطاني 6، رباب تیموری7

1- كارشناس ارشد رفاه اجتماعي، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشی، تهران، این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

2- دکترای فيزيولوژي، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران

3- روانپزشك، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران

4- کارشناس ارشد روان پرستاری، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم

5- دكتراي پرستاري، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران

6- فوق لیسانس آمار زیستی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران

7- دکترای زبانشناسی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران

Mahdieh Ahmadi*, Mohammad hasan Farhadi, Firoozeh Jafari, Mehdi Sheikhona, Mehdi Khankeh, Pooria Reza Soltani, Robab Teimouri

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید